تبليغاتX
واژه نامه - رفيق شهيد هوشنگ ناظمي

واژه نامه

ترمینولوژی سیاسی

رفيق شهيد هوشنگ ناظمي

 

 

 

نقل از مقدمه کتاب(زندگینامه رفیق نیک آئین)

رفيق شهيد هوشنگ ناظمي

(امير نيک آئين)

شهادت شهريور 1367- فاجعه ملي

 

همه رفقاي حزبي و نيروهاي مترقي ايران با اندوهي ژرف از اعدام خودسرانه رفيق هوشنگ ناظمي، عضو کميته مرکزي حزب توده ايران و دانشمند پرشور و مبارز قهرمان، طي فاجعه ملي کشتار جمعي زندانيان سياسي در ماه هاي مرداد و شهريور 1367، که اعضا و هواداران حزب و همه نيروهاي مترقي ايران او را به خاطر آثار ارزنده­اش با نام مستعار امير نيک آئين بيشتر مي شناختند آگاه شدند.

يک استعداد برجسته، يک انسان پرکار و خلاق که کليد گشايش درهاي بسته دانش مترقي اجتماعي و فرهنگ امروزين را در دستان تواناي خود داشت، با گلوله هاي شليک شده توسط کوردلان پاسدار ناداني و واپس ماندگي، در اوج توان و خلاقيت خود از پاي درآمد. مناديان جنگ و جهل و جنون و جنايت، يعني گردانندگان و کارگزاران رژيم "ولايت فقيه" گوهر تابناکي را براي هميشه از مردم ايران ربودند.

رفيق هوشنگ ناظمي در پنجم مهر ماه 1310 در شهر تهران زاده شد. پدر او رفيق حبيب الله ناظمي يک تکنسين ماشين و کارمند وزارت پست و تلگراف بود. نخستين آشنايي هاي رفيق نيک آيين با انديشه هاي سياسي با راهنمايي پدرش صورت گرفت که خود در فعاليت هاي حزبي و سنديکايي، پس از شهريور 1320 شرکت داشت و پسرش را که هنوز کودکي بيش نبود با خود به اجتماعات و جلسات علني حزبي و سنديکايي مي برد.

رفيق ناظمي در دبيرستان دارالفنون با رفقاي توده اي همکاري و همفکري نزديک داشت و بدون اينکه هنوز عضو حزب باشد در ميتينگ و اجتماعات و اعتصابات، در کنار اعضاي سازمان جوانان توده ايران شرکت مي کرد. در سال 1328 خانواده اش او را براي ادامه تحصيل به فرانسه فرستادند. در آنجا نيز بلافاصله با رفقاي توده اي تماس برقرار کرد و در سال 1329 در فرانسه به عضويت حزب پذيرفته شد.

رفيق ناظمي در فرانسه کم کم عهده دار مسووليت چند حوزه گرديد و در تجديد چاپ و انتشار مخفيانه نشريات حزبي شرکت فعال داشت. سپس عضو کميته حزبي در فرانسه شد و سهم درخور توجهي را در فعاليت هاي اتحاديه هاي دانشجويان ايراني در فرانسه به عهده گرفت. او به عنوان نماينده دانشجويان ايران در کنگره هاي اتحاديه بين المللي دانشجويان ( از جمله کنگره جهاني پراگ در سال 1329 و کنگره جهاني ورشو در سال 1332) و همچنين فدراسيون جهاني جوانان دموکرات (کنگره جهاني بخارست در سال 1331 و کنفرانس منطقه خاور ميانه در قاهره) شرکت فعال داشت. رفيق نيک آئين در فستيوال هاي جوانان (1330 در برلين، 1332 در بخارست و 1336 در مسکو) نيز جزو هيات نمايندگي جوانان ايران بود.

تسلط رفيق ناظمي به زبان فرانسه حاصل اين سالهاي کوتاه تحصيل در فرانسه بود. پيش از کودتاي 28 مرداد 1332 تشکيلات حزب در اروپا او را براي تحصيل در رشته فلسفه به روماني فرستاد. رفيق ناظمي دانشکده فلسفه بخارست را با درجه بسيار خوب گذراند و از آن پس پژوهش هاي فلسفي هميشه يکي از رشته هاي اصلي فعاليت هاي حزبي او به شمار مي آمد. دو کتاب او به نام هاي "ماترياليسم ديالکتيک" و "ماترياليسم تاريخي" که به صورت درسنامه تهيه شده، براي جوانان ايراني يکي از منابع اصلي براي آشنا شدن با فلسفه علمي معاصر بوده و هست.

در سال 1341 رفيق هوشنگ ناظمي به هيئت تحريريه راديوي "پيک ايران" پيوست. به ويژه سالهاي کار در راديوي "پيک ايران" دوران رشد سريع او به مثابه يک کادر آزموده، پر تحرک و بسيج کننده حزبي بود. کدام رزمنده توده اي عليه رژيم ديکتاتوري شاهنشاهي است که هر روز با شنيدن صداي گرم و اميد بخش او به برداشتن گامي تازه در راه سرنگون کردن ديکتاتوري تشويق نشده باشد؟ هنگامي که طنين صداي او، "پيک ايران سخن مي گويد"، بلند مي شد، هزاران رزمنده عليه رژيم شاه گوش هاي خود را به راديو مي چسباندند تا شيوه هاي پيکار علمي و کارا با نظام خودکامه ديکتاتوري را بياموزند.

کتاب هاي فلسفي و مقالات مربوط به مسائل کشاورزي و مبارزات دهقانان او که طي ساليان دراز، چه به صورت مستقل و چه در نشريات حزبي مانند "مردم" و "دنيا" منتشر مي شد، حاصل کار پرثمر و پژوهش هاي ارزشمند رفيق نيک آئين در اين دو رشته، طي سالهاي فعاليت در راديوي "پيک ايران" است.

رفيق ناظمي که خود در برانگيختن و به ثمر رساندن انقلاب مردمي بهمن سهم شايسته خود را داشت، پس از پيروزي انقلاب، بيدرنگ به کشور بازگشت تا در راه تداوم و تثبيت دستاوردهاي انقلاب و رهايي واقعي مردم ايران از اسارت اقتصادي و سياسي و عقب ماندگي علمي و فرهنگي، همه دانسته ها و توان خود را به کار گيرد.

رفيق نيک آئين در پلنوم پانزدهم کميته مرکزي(تير ماه 1354) عضو مشاور کميته مرکزي و در پلنوم هفدهم کميته مرکزي که پس از انقلاب در تهران برگزار شد، عضو اصلي کميته مرکزي گرديد. خيانت گردانندگان "رژيم ولايت فقيه" به آرمانهاي مردمي انقلاب بهمن و هجوم خائنانه آنان به نيروهاي مترقي و دگرانديش و از جمله حزب ما، مايه آن گرديد که رفيق هوشنگ ناظمي نيز همراه ديگران رهبران طراز اول حزب در چنگ دشمن اسير شود. از آن پس رفيق ارجمند و قهرمان ما چنان روزهاي دشواري را همراه با شکنجه هاي "اسلامي" از سر گذراند که حتي توصيف آنها دردناک و اندوه زاست. روحانيون حاکم به خصوص نياز به نفي حقانيت فلسفه ماترياليسم ديالکتيک و ماترياليسم تاريخي از زبان او داشتند و براي دستيابي به هدف شوم خود، براي رفيق ناظمي "جيره" تازيانه تعيين کرده بودند. ولي هيچگاه به اين هدف دست نيافتند. و چون اتهامات مضحکي که مي کوشيدند ضمن "بازجويي" (البته با ضربات تازيانه) به او بچسبانند، با سخنان مستدل و منطقي او، بي پايگي خود را آشکار مي کرد، شکنجه گران تشخيص دادند که اگر او را به دادگاه ببرند، خودشان بر صندلي اتهام خواهند نشست. از اين رو تصميم گرفتند با يک صحنه سازي خائنانه، باقي ماندن او بر سر مواضع خود، دست نکشيدن از عقايد، توبه نکردن و حتي نماز نخواندن(!) را بهانه کنند و او را دزدانه به قتل برسانند.

اين لکه ی ننگ بزرگ هيچگاه از دامان گردانندگان جمهوري اسلامي پاک نخواهد شد که خون يکي از درخشان ترين چهره هاي جنبش اخير انقلابي ايران، رزمنده آشتي ناپذير با جهل و خرافات و انساني پاک نهاد و مهربان مانند رفيق هوشنگ ناظمي را بر زمين ريخته اند.

 

(به نقل از کتاب «شهيدان توده­اي»، انتشارات  حزب توده ايران، چاپ اول 1381، صص 454-456)

 

***

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 12:53  توسط هوادار  |