تبليغاتX
واژه نامه - كتابشناسي و راهنماي ماركسيسم

واژه نامه

ترمینولوژی سیاسی

كتابشناسي و راهنماي ماركسيسم

 

 

نقل از :  دفتر ششم شورای نویسندگان و هنرمندان- تهران بهار 1360

 

دهگان، بهمن، گردآورنده.

كتابشناسي و راهنماي ماركسيسم

تهران، پيمان، 1359.

352 ص.

 

کتابشناسي،‌امروزه به فن يا علم گردآوري منضبط کتابها ( يا مقالات) با ذکر مشخصات هر کتاب گفته مي‌شود . اين فن، خاصه در قرن بيستم، به سبب فزوني رشته‌هاي مربوط به آنها از اهميت خاصي برخوردار شده است . تا آنجا که مي توان گفت اگر کتابشناسي نبود، تمامي گنجينه ی دانش بشري جز مجموعه ی آشفته‌اي از معلومات نامنظم و نايافتني نمي بود . امروزه اين لفظ نه تنها به مجموعه ی کتابها و رسالات و مقالات چاپي يا خطي اطلاق مي شود که حتي  مجموعه ی نقشه‌ها و فيلم و نوار را نيز در بر مي‌گيرد و دامنه‌اي وسيع يافته است . البته براي مجموعه ی منابع و ماخذ مورد استفاده در تهيه ی يک رساله نيز کتابشناسي را به کار مي برند که در اين معنا نامناسب است.

 

کلمه ی کتابشناسي در فارسي مترادف با bibliography  يا bibliographie بکار مي‌رود که در اصل از واژه يوناني bibliographia به معناي نگارش کتابها، يا کتاب نگاري گرفته شده است . در قديم واژه ی فهرست در همين معنا به کار مي‌رفته و قديمترين فهرستهايي که تا کنون از آنها خبري در دست است يکي فهرست الواح گلي کتابخانه ی آشور باني‌پال و ديگر فهرست موضوعي کتابخانه ی عمومي اسکندريه است که تاريخ بنياد آن به سه قرن پيش از ميلاد مسيح و تعداد کتابهاي آن گويا به دويست‌هزار جلد مي‌رسيده است،‌ تهيه ی کتابشناسي يا فهرست در غرب خاصه پس از اختراع صنعت چاپ نضج و رونق يافت و در شرق اسلامي نيز بايد از الفهرست اين نديم و کشف الظنون حاجي خليفه با ذيل آن ايضاح‌المکنون نام برد که از نظر قدمت و جامعیت در فرهنگ اسلامی و ایرانی اهمیت بسیار دارند. قديمترين کتابشناسي ها، فهرست مجموعه‌هاي کتابخانه‌هاي بزرگ متعلق به شاهان و امپراتوران بوده است که بعضي به صورت موضوعي تهيه شده بودند ( مانند فهرست کتابخانه ی اسکندريه) .

اما انواع کتابشناسي که مي‌شناسيم عبارتند از: کتابشناسيهاي فردي، که مجموعه ی آثار يک مؤلف را – و معمولا همراه با همه ی آنچه درباره او نوشته‌اند – گرد مي‌آورد؛ کتابشناسي ملي، که مجموعه ی آثاري است که در يک کشور – يا به يک زبان خاص در کشورهاي مختلف – منتشر مي‌شود و معمولاً تهيه ی آن از وظايف کتابخانه ملي هر کشور است؛ و کتابشناسي موضوعي که تمامي نوشته‌هايي را که در يک رشته ی خاص از علوم يا ادبيات و هنرها موجودند، گرد مي‌آورد .

بنا به اهميتي که کتابشناسي در جهان امروز بدست آورده است، فن تهيه ی کتابشناسي خود موضوعي تخصصي شده و کتابشناسان براي آنکه در کار خود اصولي و منضبط باشند ناگزير از ديدن دوره‌هاي آموزشي اند . اما خاصه در تهيه ی کتابشناسيهاي موضوعي،‌کتابشناس بايد در عين حال خبره ی آن موضوع نيز باشد و يا از خبرگان ياري گيرد.

مهمترين خصلت يک کتابشناسي جامعيت آن است . بطوري که بتواند تمام – و يا تقريباً تمام – نوشته‌هاي مورد ادعاي کتابشناس را در بر گيرد . مگر آنکه کتابشناسي به صورت گزينشي باشد، که در اين صورت لازم است که کتابشناس حتماً تخصص موضوعی نیز داشته باشد تا در گزينش آثار گرفتار اشتباه و آشفتگي نشود. مثلاً براي تهيه ی کتابشناسي گزيده ی فيزيک، گردآوردنده بايد حتماً در زمينه ی فيزيک تخصص لازم را داشته باشد و يا از يک فيزيکدان مدد گيرد .

مسلماً آرمان مطلوب همه کتابداران و کتابشناسان و کتابدوستان فراهم آوردن کتابشناسي جهاني است که از مرزهاي جغرافيايي و تاريخي  زباني و قومي فرا مي‌گذرد و آئينه‌اي از فرهنگ بشري خواهد بود . در اين راه کوششهاي بسيار شده و مي‌شود اما هنوز تا رسيدن به اين آرمان راه درازي در پيش است . تا امروز، در تهيه ی کتابشناسي عوامل محدودکننده ی چندي وجود داشته و دارد که مهمترين آنها يکي عامل زباني است، که کتابشناسي را ناگزير از پرداختن به يک دوره ی خاص زماني يا تاريخي مي کند . ديگر عامل مکاني يا جغرافيايي‌ست، که کتابشناس تنها به کتابهاي منتشر شده در يک منطقه ی خاص مي‌پردازد . عوامل ديگري چون عوامل زباني، موضوعي، قومي و عوامل اقتصادي و بازرگاني نيز البته وجود دارند .

اطلاعاتي که از هر کتاب در کتابشناسيها داده مي‌شود معمولاً عبارت از مؤلف، عنوان، محل و تاريخ نشر، ناشر و احياناً مقدمه‌نويس، مترجم، ويراستار و غيره است که طرز و ترتيب قرار گرفتن و حروف چيني آنها نياز به پيروي از قواعد موضوعه ی بين المللي دارد تا يکدستي کار حفظ شود . اما از همه مهمتر مسأله ی انتخاب معرف اصلی يا سرشناسه ی هر مدخل و یکدستی آنهاست. چنانکه در سرشناسه که برای مدخلی انتخاب شود یکبار و براي هميشه در سراسر کتابشناسي به همان صورت صورت بکار رود و در صورت وجود اشکال ديگري از يک سرشناسه ی اصلي، از همه ی صورتها به صورت انتخاب شده ارجاع داده شود . [سرشناسه يا معرف اصلي به اولين اطلاعي گويند که هر مدخل با آن شروع مي‌شود و معمولاً همان نام مؤلف (نويسنده يا سازمان يا گردآورنده) اثر است]. اما بعضي کتابشناسيها اطلاعات بيشتري – خواه فيزيکي مانند تعداد صفحات، قطع، قيمت، جنس جلد و کاغذ، مرکب و چاپ، تصوير و غيره و يا محتوايي مانند معرفي موضوع کتاب- نيز مي‌دهند که در مورد کتابهاي قديمي و يا نسخه‌‌هاي خطي مورد اول از اهميت خاص برخوردار است. به هر دو نوع اين کتابشناسيها ، کتابشناسي توصيفي مي‌گويند.

هر کتابشناسي منسجم و منظم بايد داراي بخش‌هاي زير باشد:

1.      فهرست مندرجات : که سرفصلها و عنوانهاي درون فصلها را به ترتيبي که آمده‌اند، با ذکر شماره ی صفحه (و / يا مدخل) ذکر مي‌کند.

2.      مقدمه: که در آن گردآورنده ، هدف و موضوع کتابشناسي را مشخص مي‌کند، محدوديتهاي آن را توضيح مي‌دهد، طرح تقسيم موضوعي را که براي خود انتخاب کرده شرح مي‌دهد، اطلاعات هر مدخل و روش نقطه‌گذاري و انتخاب نوع حروف را مشخص مي‌کند، و روش انتخاب سرشناسه و ارجاعهايي را که به کار برده معين مي‌کند.

3.      متن اصلي: که معمولاً تقسيم‌بندي موضوعي شده است و در زير هر موضوع مدخلها برحسب سرشناسه ، الفبايي شده‌اند. علاوه بر صفحه‌شماري، همه ی مدخلها از آغاز تا انجام کتاب بايد داراي شماره ی ترتيب نيز باشند. به طوريکه به هر مدخل تنها يک شماره اختصاص داده شود. معمولاً ارجاعهاي درون کتابشناسي به شماره ی مدخلهاست نه به شماره ی صفحات.

4.      فهرستها: از آنجا که مدخلهاي کتابشناسي تنها با يک بخش از مدخل – و معمولاً با مؤلف – شروع مي‌شوند، و از آنجا که نبايد هيچ مدخلي از نظر خواننده دور بماند، و از آنجا که بسيار امکان دارد که خواننده تنها نام کتاب ، يا موضوع، يا مترجم، يا بخش ديگري از کتاب را بشناسد، از اين رو در پايان کتابشناسيها معمولاً فهرستهايي الفبايي از اسامي خاص که در هر مدخل آمده است، از نام کتابها و مقالات، و از عنوانهاي موضوعي، و احياناً از نام ناشران (براي تهيه ی کتاب) همراه با ارجاعهاي لازم، فراهم مي‌آورند که در برابر هر نام شماره ی ترتيب مرخل يا مدخلهاي مربوطه نوشه مي‌شود. اين سه فهرست را مي‌توان جداگانه، و يا به صورت آميخته در پايان کتابشناسي آورد و اهميت آن در باز يافتن مدخلهايي است که از معرف اصلي آنها اطلاعي نداريم يا از محل موضوعي آنها بي خبريم. در واقع فهرست اعلام و موضوعها ، بخش مهم و مکمل فهرست کتابها و بدون آن کتابشناسي ناقص است.

5.      منابع و مراجع: ذکر نام مکانها و منابعي که براي تهيه ی کتابشناسي به آنها مراجعه شده ، هم لازم و هم مفيد است. که اين قسمت را در مقدمه نيز مي توان آورد.

با توجه به ضوابطي که به اختصار گفته شد به ارزيابي کتابشناسي و راهنماي مارکسيسم گردآوري بهمن دهگان مي پردازيم که اخيراً (تير 1359) توسط انتشارات پيمان چاپ و منشر است.

الف. جامعيت: اصولاً اهتمام به چنين کاري خدمت فرهنگي شايان سپاسي است که علاوه بر اهميتي که از نظر علمي و تخصصي دارد از نقطه نظر روشنگري تاريخي و هم براي ثبت و ضبط تلاشهايي که مارکسيستهاي ايراني در راه شناساندن مارکسيسم و جنبه هاي مختلف آن به ايرانيان کرده اند – که اکثراً عليرغم و در فضاي تاريک اختناق ديکتاتوري و ضدمارکسيستي به چاپ رسيده و برچسبِ کتب ضاله و ممنوعه را داشته و نه تنها تأليف و چاپ که حتي خواندن و داشتن آنها نيز مورد بازخواست و آزار بوده و از اينرو احتمال از ياد و از ميان رفتن آنها نيز بسيار بوده – ارزش فراوان دارد. و اگر گردآورنده به جاي اشتمال بر دوران از 28 مرداد 1332 تا دي 1358، همه ی کتابهاي مربوط به اين مکتب را گردآوري مي کرد مسلماً در عرصه ی شناخت تاريخ پرتلاطم سياسي، اجتماعي، فرهنگي معاصر کاري بس مفيدتر و پرقدرت تر عرضه کرده بود.

از سوي ديگر چنانکه در مقدمه آمده است اين کتابشناسي تنها شامل بررسيهاي مارکسيستي است. بر اين اساس جاي کتابهاي بسياري از شاعران و اديبان مارکسيست که آثارشان در زمينه ی هنر و ادبيات مارکسيستي مقامي والا دارد (همچون نرودا، ماياکوفسکي و بسياري ديگر) و نيز کتابهاي مرجع مارکسيستي (مانند واژه نامه ی سياسي – اجتماعي تأليف امير نيک آئين،1358 ) در اين ميان خالي است. از اين گذشته در همين مورد نرودا چندين مقاله نوشته شده که حتي يکي از آنها در اين کتابشناسي نيامده (مانند «به سوي شهر پرشکوه » در سوگند و يا «مصاحبه با نرودا » و غيره ). اما در عوض شاهد نام کتابهايي هستيم که اساساً مارکسيستي نيستند. مثل کتاب رودزيا ترجمه ی مرتضي اسعدي و کتاب يک بررسي کوتاه از ساخت فرد و جامعه ی ابتدايي نوشته ی محسن ثلاثي و چندين کتاب ديگر.

بدينسان، اکنون که گردآورنده چنانکه خود در مقدمه آورده بر آن است که با انتشار مستمر اين کتابشناسي آن را کاملتر و جامعتر سازد، جاي آن است که به گردآوري آثار تاليف شده پيش از 28 مرداد نيز بپردازد تا در اين زمينه از کتابهاي مرجع فارسي کاري کامل و اصولي در دست داشته باشيم. و البته بر خوانندگان آگاه نيز فرض است که کتابها و مقالات از قلم افتاده را به گردآورنده تذکر دهند تا در شماره هاي بعدي اين مجموعه ضبط شوند:

ب. تقسيم موضوعي: روش تقسيم بندي موضوعي اين کتابشناسي منطقي است، يعني ابتدا به آثار نويسندگان کلاسيک مارکسيست بطور جداگانه مي پردازد و سپس به کتابهايي که درباره ی آنها نوشته شده و بعد فصلي را خاص رهبران و گرايشهاي جنبش کمونيستي کرده و بعد به موضوعات مختلف مارکسيستي مي پردازد. در پايان نيز موضوعهاي مربوط به کشورهاي خاص برحسب کشورها رده بندي شده اند. آنچه در اين مورد مهم به نظر مي‌‌رسد ‌اول حفظ اشتمال موضوعي است . يعني مثلاً در قسمت رهبران و گرايشهاي جنبش کمونيستي چرا بايد ارنستو چه گوارا به عنوان يک رهبر بيايد اما از کاسترو و انور خوجه که به واقع دو تن از رهبران کمونيستي اند در اينجا نامي نيايد. دوم مسأله ی تشخيص صحيح موضوع کتابهاست. مثلاً چرا بايد کتابهايي چون عملکرد سيستم سرمايه داري و سرمايه انحصاري (مدخلهاي 467 و 468)در قسمت «ماترباليسم تاريخي» بيايند حال آنکه جاي واقعي شان در اقتصاد است...[علت ذکر اين دو مدخل همچنين از آن جهت است که خواننده با کمال تعجب مي‌بيند که اين دو کتاب يکبار هم تحت مدخلهاي شماره 639 و 644 تکرارشده‌اند. همچنين است مدخلهاي 195 و 402 که يکي در بخش دوم و ديگري در بخش چهارم آمده و خواننده ترديد مي کند که چه بسا مدخلهاي تکراری ديگر نيز در اين کتاب بتوان يافت. حال آنکه اگر کتابي باشد که نتوان يک موضوع را در آن مشخص و ممتاز کرد، اين وظيفه ی فهرست موضوعي است که خواننده را از طريق موضوعهاي مختلفي که در کتابها عرضه مي‌شود، به منابع واقعي‌شان مراجعه دهد، نه آنکه يک مدخل خاص تحت موضوعهاي مختلف کتابشناسي بارها و بارها تکرار شود. با اين حال اگر بنا باشد که هر کتاب بنا بر موضوعهاي خود در تقسيمات موضوعي مختلف کتابشناسي تکرار شود اين کار بايد براي همه کتابها و مقالات به يکسان رعايت شود. البته در اين صورت نياز به فهرست مفصل موضوعي نيست. در هر صورت حفظ يکدستي کار اصل اساسي است.]

باز از جمله مواردي است که تنظيم کتابها را برحسب موضوعها نايکدست کرده است در رده ی هنر و ادبيات است. موضوع هنر و ادبيات در اين کتابشناسي يک بار به صورت کلي و بار ديگر تحت عنوان کشورهاي مختلف آمده است. بدين ترتيب خواننده انتظار ندارد که کتابهايي چون ايبسن آشوب‌گراي و يا بررسي آثار و انديشه‌هاي برتولت برشت و يا هنريک ايبسن و يا آندره ژيد و دوران امپرياليسم، و يا سينما و موسيقي بر اساس تئوري سرگئي ايزنشتاين و يا «متد استانيسلاوسکي و استيل برشت» و غيره که بايد جايشان در هنر و ادبيات نروژ و آلمان و فرانسه و شوروي باشد [چنانکه در مورد نويسندگان و هنرمندان ايران و شوروي چنين رفتار شده] در اين قسمت بيابند. بگذريم که حتي در مورد ادبيات شوروي نيز بعضي کتابهاي مربوط به نويسندگان خاص مانند چخوف و هنر تئاتر و يا يکي دو کتابي که قبلا نامشان رفت تحت موضوع کلي هنر و ادبيات آمده‌اند. نگارنده در حد خود نمي‌دانم که طرح تقسيم‌بندي موضوعي مارکسيسم را به عنوان پيشنهاد ارائه دهم ، اما تا آنجا که اطلاع دارم در کشورهاي مارکسيست، خاصه شوروي، طرحي براي تقسيم بندي موضوعي کتابهاي مارکسيستي توسط کتابخانه ی لنين تهيه شده که مي‌توان براي صحت و دقت هر چه بيشتر کتابشناسي به آن مراجعه کرد.

ج، تعيين سرشناسه: اولاً چنانکه در مقدمه آمده ، و به درست، سرشناسه ی مدخلها برحسب نام نويسندگان است مگر آنکه نويسنده نامعلوم باشد که در آن صورت عنوان کتاب سرشناسه قرار مي‌گيرد. نام مترجم و مقدمه‌نويس و ويراستار و غيره معمولاً – و باز چنانکه در مقدمه آمده – پس از عنوان کتاب مي‌آيد. اما در اين کتاب به موارد بسيار برمي‌خوريم که عليرغم گفتار مقدمه، مترجم سرشناسه قرار گرفته است که اين خود باعث نايکدستي و بي‌نظمي فهرست شده است.

ديگر آنکه معمولاً در کتابشناسيها و فهرستها بايد يک بار و براي هميشه يک نام – و تنها يک نام – را براي هر مؤلف مشخص و معين کرد و اگر مؤلفي با نامهاي مستعار ديگر نيز آثاري داشته باشد از نامهاي مستعار و مختلف به نام اصلي ارجاع داده مي‌شود. بدين ترتيب همه ی آثار يک مؤلف در زير هر موضوع يکجا گرد مي‌آيد. اما در اين کتابشناسي اين نظم رعايت نشده و بدين ترتيب مثلاً کتابها و آثار احسان طبري که علاوه بر نام اصلي با نامهاي مستعار يا مخفف بسياري چون کوشيار، ا. ، فرهاد طبرستاني، ا. استوار، سپهر، ا. ط. ط. و غيره (بنا بر فهرست مؤلفان کتاب) مقاله و کتاب نوشته است در زير يک موضوع خاص، پراکنده و دور از هم افتاده‌اند.

از نظر نقطه و علامت‌گذاري نيز در کنار بعضي مدخلها علامت «ستاره» ديده مي‌شود که معني و فايده آن معلوم نشد. در مقدمه و مؤخره نيز اشاره‌اي به آن يافته نشد.

د. فهرستها: در قسمت آخر اين کتابشناسي به فهرست نام نويسندگان و ديگر کساني برمي‌خوريم که در تهيه ی کتاب شرکت داشته‌اند (مانند نويسندگان همکار، مترجمان، و غيره). مسلماً اين فهرست راهنماي خوبي است اما همه ی انتظارات را برنمي‌آورد، چرا که ناقص است. هر کتابشناسي يا فهرستي که برحسب نام نويسندگان تنظيم مي‌شود حتماً بايد علاوه بر فهرست اعلام، فهرستي الفبايي از عنوان کتابها و نيز فهرستي الفبايي از موضوع کتابها ، با همه ی ارجاعها ، به صورت جداگانه يا آميخته ارائه دهد تا مراجعه به کتابشناسي هم آسان باشد و هم عملي. يعني بتواند خواننده را يکسره به کتاب يا کتابهاي مورد نظرش هدايت کند. و الا چه بسا که بسياري از کتابها که در کتابشناسي آمده‌اند از نظر و استفاده ی مراجعه‌کننده گم شوند. و تنها با صرف وقت و جستجوي فراوان بتوان به کتابي، و تازه نه همه ی کتابهاي با موضوع مورد نظر، دست يافت. به عنوان مثال کتابهاي درباره ی‌ بلينسکي را چگونه مي‌توان يافت؟

چنانکه گردآورنده ی محترم در دوره‌هاي بعدي اين کتابشناسي که اميد انتشارش را به ما داده، اين عوامل و موارد را در نظر بگيرد، يعني:

1.      همه کتابهاي قبل از 28 مرداد 1332 را نيز گرد آورد.

2.      در تقسيم‌بندي موضوعي و تشخيص موضوع کتابها دقت بيشتري کرده و از فعاليتهاي تخصصي و سازمان‌يافته‌اي که به دست کتابداران و متخصصان انجام شده ياري گيرد.

3.      در تعيين سرشناسه‌ها يکدستي و قوانين کتابداري و فهرست‌نويسي را رعايت کند.

4.      فهرستهاي الفبايي از عنوانها، موضوعها، و اشخاص در پايان کتاب بياورد.

يقيناً کاري اصولي، مفيد و دقيق، هم از جهت روش و هم از نظر محتوا ارائه داده است که در کتب مرجع ايراني ماندني و نمونه خواهد بود.

با اين همه براي آنکه حق مطلب و گردآورنده هر دو ادا شود بد نيست کمي هم به دشواريهاي کار بپردازيم:

اساساً تهيه ی کتابشناسي در کشورهايي نظير کشور ما که از سنت تدوين کتابشناسي و کتابداري نوين به صورت امر تشکيلاتي منظم بي‌بهره‌اند و يا در اين راه نوپا هستند کاري پررنج و وقت‌گير و دقيق است و کساني که به اين امر مهم دست مي زنند جز عشق به خدمت و فرهنگ انگيزه اي ندارند. چرا که نه تنها با رنج و کوشش فراوان رو برويند، بلکه بايد طاقت و حوصله بسيار نيز داشته باشند و تازه چه بسا که اميدي به اجر مادي و معنوي هم در کار نباشد. در کشور ما تدوين کتابشناسي تنها به همت و تلاشهاي فردي مشتاقان فرهنگ و کتاب اين ديار صورت گرفته است. که از معاصران در رأس همگي آنان خانباباخان مشار قراردارد و جز او از آقايان استاد محمد تقي دانش پژوه، آقا سيد عبدالله انوار،‌ ايرج افشار، حسين بني آدم، غلام حسين صدري افشار، دکتر ماهيار نوابي،‌ محسن صبا و چندتن ديگر بايد نام برده شود. گردآورندگان کتابشناسي براي چنين کاري بايد به همه ی کتابخانه ها – که معمولاً از فهرست و برگه دان منظم بي بهره اند – سر بزنند، تک تک کتابها را وارسي کنند، به مجموعه داران خصوصي مراجعه کنند، کتابفروشيها را از زير پا در کنند، و در عين حال کتابشناسيها و فهرستهاي موجود را که اکثراً ناقص و کم اطلاع و بي نظم اند مدخل به مدخل از نظر بگذرانند. دشواري کار هنگامي بيشتر مي شود که گردآورنده ناگريز از ذکر کتابهاي چاپ خارج و يا چاپهاي قديمي و سنگي و ناياب نيز باشد. شک نيست که اگر کار تهيه ی کتابشناسي هاي عمومي و تخصصي در کشور ما بر عهده ی تشکيلات منظمي چون کتابخانه ی ملي و دانشگاهي و متخصصان کارآمد با پشتيباني دولت بود زحمت کار به مراتب کمتر و نتيجه ی آن پربارتر و جامعيت و دوام آن نيز مطمئن تر مي شد.

تا آنجا که اينجانب در جريان کار بوده ام، آقاي بهمن دهگان با بهره مندي از همه خصلتهايي که شرحشان رفت به اين کار همت کرده و خرده گيريهايي که در اين مقال رفت هرگز از اجر و ارزش کار ايشان نمي کاهد. ايشان سهمي بزرگ در تدوين بخشي از فرهنگ مکتوب اين سرزمين را ادا کرده اند و اميد است که با تجربياتي که از اين راه بدست آورده اند در ادامه ی آن ‌بکوشند. سعيش مشکور و همتش فزون باد!

 

نازي عظيما

 

 

 

 

 

***

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:12  توسط هوادار  |